محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

591

آثار عجم ( فارسى )

فصل [ 6 ] [ 365 f ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم امّا بعد ؛ به تاريخ شهر شعبان المعظّم سنهء 1303 هجرى ، از دار العلم شيراز جنّت طراز ، با زاد و راحله ، به اتّفاق رفقه « 1 » و قافله ، به عزم زيارت عتبات عرش درجات - كه سفرى است سعادت اثر - بيرون آمده ، قطع منازل و طىّ مراحل نموده تا به كازرون رسيدم . چون سابقا در اين كتاب ، ذكر فراسخ و بيان اماكن از شيراز تا به كازرون ، مسطور آمده ، لهذا در اينجا به ذكرش نپرداختم . على الجمله ، از كازرون حركت نموده ، متجاوز از پنج فرسخ آمده ، رسيدم به كمارج ؛ و در عرض راه ، كوه و كتل بود و راه بسيار صعبى . مىتوان گفت صعوبت آن ، كمتر از كتلهاى پيش از كازرون - مثل كتل پيرزن و كتل دختر ، كه سابقا مذكور گرديد - نيست كمارج « 2 » : از توابع خشت « 3 » است و قريب به آن است و آن اراضى ، گرمسير و نخلستان بسيار دارد . آبش از رودخانه ، حاصلش غلّه و تنباكو و خرماست ؛ مردمش اهل سلاح و راهزنند . از آنجا گذشته ، به مقدار سه فرسنگ و نيم آمده ، رسيدم به « كنار تخته » و در عرض راه مذكور ، كتلى ديگر بود از كتلهاى مزبوره ، صد چندان صعبتر ؛ اكثر جاها بايد پياده عبور نمود كه سواره رفتن ، ممكن نيست ؛ و اين كتل ، تمام سرازير است ( 1 ) .

--> ( 1 ) . رفقه به فتح و ضمّ و كسر اوّل - هر سه - صحيح است ، به معنى گروه همسفر . ( 2 ) . كمارج : به فتح كاف تازى ؛ و حرف چهارم ، راء مهملهء مكسوره است ؛ و سابقا آن را كوماريج مىناميده‌اند . ( 3 ) . خشت : به وزن زشت .